گییه گسنه خی میکه

ترجمه : شکم گرسنه خون راه می اندازد

کنایه : گرسنگی سبب هر کاری می شود

گور داره تا کفن داشتوه

ترجمه : گور داره تا کفن داشته باشد.

کنایه : نداری و فقر

گریوه روز خوشی میحا

ترجمه : گریستن روز خوشی می خواهد.

کنایه : در نظر گرفتن زمان هر کاری

گله رم کردی سگ پر چنه ول نمی کرد

ترجمه : گله رم کرده بود ، سگ آغل گوسفندان را رها نمی کرد.

کنایه : دلسوزی بیش از حد است

گوره یاد حونه نیسن میشی یا بل بازی میکن.

ترجمه : گربه ها که در خانه نیستند ، موش ها می رقصند.

کنایه : خودنمایی و سواستفاده از موقعیت ها

گدا چی چیی وش به ای چی چیی دش بسونی.

ترجمه : به گدا چه چیزی بدهی ، چه چیزی بگیری.

کنایه : نبود تغییر در شخصیت و زندگی و احوال بعضی ها.

گدا بویی گدا صفت نویی

ترجمه : گدا باشی ، گدا صفت نباشی

کنایه : در نهایت فقر ، مناعت طبع داشتن و خسیس نبودن.

گاوی گاوسونی خر آو میکه

ترجمه : گاوی ؛ گاوداری را خراب می کند.

کنایه : تاثیر همنشین بد.

گرگ بوحورد گرگه ولاته خوت بوحورد.

ترجمه : اگر بناست گرگ تو را بخورد ، گرگ ولایت خودت بخورد.

کنایه : سختی غربت و ارزش بدترین چیزهای وطن.

گرگ چونه قیمت قاطر چنیه

ترجمه : گرگ قیمت قاطر را نمی داند

کنایه : آگاهی نداشتن از ارزش و اعتبار کسانی یا اشیایی

تا توم نونی کشت هیز نمه ای

ترجمه: تلاش

کنایه: تا تخم نپاشی محصول برداشت نمی کنی

تش که رد تره حشک نمی که

ترجمه: عدالت محوری

کنایه: آتش که گرفت تر و خشک نمی شناسه

تیشه گم بوه  پیشه گم نموه

ترجمه: تیشه گم شود پیشه گم نمی شود

کنایه: اخلاق ژنتیکی

تا نگلی سواری یاد نمیکی

ترجمه: تا زمین نخوری سواری یاد نمی گیری

کنایه: ممارست

تا ایسه وره دوری بیه ایسه بنیش و پشت دوری

ترجمه: تا الان روی بشقاب بوده حالا بگذارش پشت بشقاب

کنایه: ناراحتی بیجا دیگران

تا روآ  رت و مه نی قاواله پوش در ملش در اوما

ترجمه: تا روباه رفت سراغ قباله پوست از سرش کنده شد

کنایه: قانون گرائی

تا بوئی ساقی نیسم صد دول آو و کولت کشینه

ترجمه: تا بیایی ثابت کنی ساقی نیستی صد دلو آب رو دوشت گذاشته اند

کنایه: هرج و مرج گرایی

خر لنگه خوته وا اسب تیز مه ندووه

ترجمه: خر لنگ خودت را با اسب تند من مسابقه نده

کنایه: خودستائی

تفنگ بنی د بار خر گرگ مورش

ترجمه: تفنگ را روی دوش خر بگذار گرگ ان را می خورد

کنایه: بی ارزش بودن برخی افراد

تا آو تنکه بزه و گوآر

ترجمه: تا آب کمه بزن و برو

کنایه: موقعیت شناسی

تا كچكی نكی و گپی نمیرسی

ترجمه: تا كوچكی نكنی به بزرگی نمیرسی

یادآوری به افرادی است تا از فرمانبرداری بزرگترها و استادان رنجیده خاطر نشوند موفق نمی شوند.

 تراز گـُروَه تا در كَه دو

ترجمه: مسیر راست و همیشگی گربه تا در انبار كاه

كنایه به افرادی است كه رفت و آمد بجای معین دارند.

بزم میره, بالا می شینه

ترجمه: بدگویی و غیبت می كند,در صدر هم می نشیند.

كنایه به افراد از خود راضی و دورواست.

 چش دخوش سی بی سرمه داخلش كرد

ترجمه: چشم از خودش سیاه بود, سرمه هم تویش كشید

کنایه: دوباره كاری و انجام كارهای زائد و غیر لازم.

د دیت كور بیم و تشت روشه نویم

ترجمه: از دودت كور شدم, با آتشت روشن نشدم( گرم نشدم)

 كنایه به افراد بی سود و زیان آور است.

زیه و هفتا آوو, قاووش ترنیه

ترجمه: به هفتاد آب زده, مچ پایش هم خیس نشده

کنایه: افراد هفت خط و زرنگ را گویند.

ملیچك امسال, جیكه جك پارسال

ترجمه: گنجشك امسال, جیك جیك پارسال

کنایه: ادعای بیش از توان كردن.

ضرب‌المثل‌های الیگودرز (بختیاری)

ترجمه:  ایر كلا آقاسه نیده بید, ادعا شایی اِكرد.

کنایه:  اگر كلاه پدرش را ندیده بود, ادعای شاهی می كرد.

 خودبزرگ بینی و تكبر بی مورد