موقعیت جغرافیایی و آشنایی مقدماتی با کوهدشت
شهرستان کوهدشت، با توجه به مطالعات باستانشناختی انجام شده در كانون های «سرخدم لریهميان»و«سرطراحان»از پيشينه کهنی برخوردار است. حمدالله مستوفیدر«تاريخ گزيده»، از كوهدشت و «طراحان» نام برده و معتقد است که چندين قرن قبل از ورود اعراب اين شهرها از بين رفتهاند. كشف معبد آشوری در اين منطقه بيانگر آن است كه مردمانی قبل از هزاره اول پيش از ميلاد در اين نواحی زيسته و آيين های دينی خود را به جای می آوردند. كوهدشت از شمال به استان كرمانشاه، از شمال باختری، جنوب و جنوب باختری به استان ايلام و از خاور به شهرستان خرم آباد محدود ميشود.
مركز شهرستان كوهدشت از نظر جغرافيايی در 47 درجه و 36 دقيقه درازای خاوری و 33 درجه و 32 دقيقه پهنای شمالی و ارتفاع 1195 متری از سطح دريا قرار دارد. آب و هوای کوهدشت معتدل و نيمه خشك بوده و بيش ترين دمای هوا در اين منطقه 42 درجه و كمترين دما 7- درجه است. ميزان بارندگی اين شهرستان به طور متوسط 450 ميلی متر در سال است. جنس خاك منطقه آهكی و رسی است و مهم ترين اقلام زراعی و باغی شهرستان كوهدشت شاملگندم، جو، بنشن، ذرت، چغندرقند، تره بار، سيب، انار، انگور، هلو، انجير و زردآلو است. دامداری نيز به شيوه های سنتی در اين شهرستان رواج كامل دارد.
شهرستان كوهدشت از وضع اقتصادی نسبتا خوبی برخوردار است و محصولات کشاورزی و دامداری آنجزو صادرات شهرستان به شمار می آيند. مسيرهاي دسترسي از اين شهرستان به اطراف را راه آسفالت فرعی کوهدشت - خرم آباد به سمت خاور به طول 94 كيلومتر و راه آسفالت اصلی به سمت جنوب باختری به طول 18 كيلومتر تا راه سراسری اصلی دزفول ـ كرمانشاه تشكيل ميدهد.اين شهرستان از جاذبه هاي تاريخي و مكان هاي ديدني متعددي برخوردار است.قلعه كورگان، قلعهگمور، قلعه سيله، قلعه كوهزاد، قلعه چق (جغد)، قلعه منيژه، قلعه چنگري، گنبد شاه محمد، گنبد ابوالوفا، مقبره داوود رش، دره سرطرهان، دره و غار ويزنهار، دژ زلال انگيز، تپههاي چغاسبز و كفتارلو، تپه پياره، تپهدركه، پل گاوميشان وپل كرودختر برخي ازمكانهاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار ميرود.
غار كلماكره
كلماكره غاريست طبيعي و باستاني در شهرستان پلدختر كه زيبايي قابل توجهي دارد. اشياء به غارت رفتةشامل ريتونها ،بشقاب ها .پيكركها وبسياري از انواع اشيا ء بي نظير مي باشد كه اكنون در موزه هايي چون لوور ، متروپوليتن و بريتيش ميوزيوم به نمايش گذاشته شده اند . تعدادي از اشياء مربوط به اين غار توسط مأمورين اطلاعات كشف و در اختيار ميراث فرهنگي قرار گرفت واكنون در موزة ايران باستان و موزة قلعه فلك الافلاك نگهداري ميشوند . داخل اين غار چشم انداز زيبائي از استالاگميت و استالاگتيت دارد. از جهت فضاي داخلي داراي چهار تا لار نسبتاً بزرگ و دهليزهاي بسيار كوچكي است كه عبور از آنها بسيار دشوار است . همچنين در تالارهاي اول ، دوم و سوم آثار متعددي برجاي مانده كه مهمترين آنها آثار ديواره چيني هاي دست ساز با سنگ و گچ و كاه گل و قطعات پراكنده سفال در تالار اول و خمره هاي قرارداده شده روي ستونهاي دوتاسه متري استالاگميت ها و قطعات سفالينه شكسته از تالار دوم و نيز قطعات سفالينه در كف تالار سوم است همچنين تصاوير و ستونهاي بسيار تماشايي به اشكال مختلف از قبيل نخلي ، سروي شكل وبه شكل لاله و نقوش در روي ايوانها مشهود است . . غار و اشياء گرانبهاي آن مربوط به اوايل شاهنشاهي هخامنشي و اواخر مادهاست كه در سال 1367 بصورت تصادفي توسط اهالي كشف و غارت شد .
میرملاس؛ ميراث ۱۲ هزار سالهي بشر در حال نابودی
ميرملاس نام ديوارهاي است در كمركش كوه «سرسورِن» كه در حدود ۱۲ كيلومتري شمال غربي كوهدشت قرار دارد. بر سينهي اين ديوارهي كهن، نقاشيهايي با موضوعات رزم و شكار با عمر ۱۲ هزار ساله رسم گرديده است. متأسفانه اين ميراث گرانبها روز به روز در برابر چشمهاي صاحبان امروزش به ويراني نزديكتر ميشود و هيچ گوشهنگاهي به پاسداري و انتقالشان به نسلهاي آينده دوخته نشدهاست.

نقاشيهايي كه هزاران سال است در برابر هجوم آرام باد و باران و آفتاب، سربلند ايستاده و رنگ نباختهاند اما در دههي اخير به دست مردم عصر متمدن امروز ميرود تا با شتابي عجولانه، از حافظهي زمان پاك شوند و تنها فخر ورزيدني نمايشي از آنها به جاي بماند. انسان امروزي كه خود را آگاهتر و روشنفكرتر از ديروز ميپندارد، با نوشتن يادگاريهاي كودكانه بر روي اين تصاوير و روشنكردن آتش پاي تابلوي اين ديوارهي عظيم زمينهي نابوديش را به خوبي فراهم نمودهاست. عدهاي سودجو نيز با منفجر كردن سنگهاي اطراف آن زخمهاي لاعلاجي را بر صورت صخرهايش پاشيدهاند كه جاي بسي تأسف دارد.
پروفسور گیرشمن پس از کشف غار میرملاس و همیان با مشاهده عکس ها و اسلایدهای آن، چنین اظهار نظر کرده است: “کشف نقاشی ها در یک غار لرستان مطلبی حایز اهمیت است، طی تمام تجسس هایی که درباره کاوش های مربوط به غارهای میهن شما انجام یافته است اعم از آنچه اینجانب در کوههای بختیاری به عمل آورده ام و یا آنچه در بیستون و البرز و کوههای خراسان معمول داشته است همچنین آنچه به وسیله دانشمندان آمریکایی در افغانستان صورت پذیرفته در هیچ جا نقاشی هایی بر روی بدنه سنگ کوهستان دیده نشده است و از اینجا اهمیت موضوع به خوبی روشن می گردد.”
این کوه ها رمز و رازهای فراوان در خود دارند و شاهد غم ها و شادی های مردمان چند ده هزار ساله این دیار هستند. در این سرزمین مردمانی زندگی می کرده اند که آثار سرپنجه های هنرمندانه آنها بر سنگ های سخت بعد از گذشت دوازده هزار سال هنوز جلوه گر و بیان کننده اندیشه های آنها درهزاران سال پیش است.
مک بورنی استاد دانشگاه کمبریج در آن زمان در بیان اهمیت این نقوش چنین آورده است: “نقوش دوره تاریخی که شامل گروههای اسب سوار و مناظر جنگ و جدال و شکار حیوانات با تیر و کمان است و قدمت آنها به 2000 تا 1500 سال پیش از میلاد می رسد و بدین سبب که هنر اسب سواری نخستین بار به وسیله ایرانیان و مقارن با تاریخ یاد شده در این منطقه معرفی شده است، نمی توان تاریخ نقوش پیش گفته را به دوره قدیمی تری مربوط دانست. اهمیت نقوش مذکور از این جهت است که آنها نخستین تجلیات ذوق هنری مردمان غارنشین منطقه کوهدشت لرستان به شمار می رود. بعد ها هنر همین مردم به تدریج تکامل یافت و به نسل های بعد منتقل شد تا اینکه در هزاره نخست پیش از میلاد تجلی این هنر قدیمی با چنان مهارت و تکامل ویژه ای بر روی اشیای برنزی لرستان ظاهر شده است که آنها از لحاظ تکنیک و صنعت به عنوان نشانه ای از هنر فلز کاری و به نام برنز لرستان معروفیت جهانی پیدا کرده است”.
تمامی نقوش صخره های کوهدشت بر روی بلندی های متراکم و در چند کیلومتری جنوب غربی کوهدشت در یک ردیف دایره شکل قرار گرفته است. در بین نقش های یاد شده تصاویری از انسان به چشم می خورد که با یکدیگر اختلاف دارد صورت هایی نیز از اسب که بر روی آنها سوارانی به شکل انسان نقش شده اند و همچنین صورت گوزن و سگ و موجوداتی شبیه به آن دیده می شود.
اندازه صورت ها در نگاره های سنگی میرملاس بین 10 تا 30 سانتیمتر و اغلب با نقش های حیوانات به صورت نیمرخ است.
رسم کردن حیوانات به صورت نیمرخ روشی است که در دوره های گوناگون نگارگری ایران حفظ شده و حتی این روش ترسیم حیوانات تا به حال نیز متداول مانده است که سابقه نگارگری در ایران را دست کم به دوره نئولتیک حجر جدید یعنی در حدود 4500 سال پیش از میلاد می رساند.
سؤال اينجاست كه چه كسي يا كساني مسؤوليت حفظ اين آثار باستاني را عهدهدارند و دليل سكوت و اهميت ندادنشان چيست؟ آيا اين تصاوير ارزشمند كه براي باستانشناسان دنيا شناخته شدهاند و زينتبخش موزهها، كتابها و پوسترهاست چرا بايد براي صاحبان اصلي كه همان مردمياست كه در كنار آنها زندگي ميكنند آنقدر بيارزش و ناشناخته باشد تا جايي كه بيرحمانه كمر به قتلشان بستهاند؟! اين نوع آثار براي جهانيان آنقدر گرانبهاست كه يونسكو دربارهشان اينگونه شعار ميدهد: -۱ هرگز آنها را لمس يا خيس نكنيد. بسيار ضربهپذيرند. ۲-هرگز روي آنها اثر نگذاريد و چيزي اضافه نكنيد. -۳روي آنها راه نرويد و بگذاريد همانطور كه هستند باقي بمانند. -۴ فقط از آنها عكس بگيريد. گفتني است كه مشابه اين سنگنگارهها در غارهاي كركس و لاسكوي فرانسه و التاميراي اسپانيا وجود دارد اما آنها حتي براي دور بودن از تنفس بازديد كنندگان، در محفظههاي شيشهايشان قرار داده و اينجا در اوج بياهميتي مردم و بيتوجهي مسؤولين ذيربط ميرود تا جز سايباني سياه و سوخته چيزي از آن ديوارهي عظيم باقي نماند.
اي كاش ميدانستيم كه اينگونه آثار، كلمات و نوشتههاي شناسنامهي يك قوم را تشكيل ميدهند و در واقع ميتوان هويت و فرهنگ و اصالت سرزميني را از آيينهي ديوارهاش به تماشا نشست اما دريغ و درد كه با دست بيرحم ندانمكاري صاحبان و وارثان اين شناسنامهي زيبا و ناميرا خط بطلان و نابودي كشيده شده و روز به روز ميرود تا ثابت شود ما مردمي هستيم با پيشاني پيشينهاي بلند كه براي داشتههاي پر از افتخار خود كمترين ارزشي قايل نبوده و در حال تيز كردن تبر زنگ زدهاي هستيم تا شاخههاي اين درخت ستبر هويت و تاريخ خود را بيرحمانه از ريشه بركنيم. خوب است بدانيم كه در شهرستان كوهدشت علاوه بر سنگنگارههاي ميرملاس غار ديگري وجود دارد كه از ارزش و شهرت جهاني برخوردار است. غار هوميان با فاصلهاي اندك، بالاتر از ميرملاس واقع گرديده درست در محلي كه ميتوان دشت سبز هوميان را به تماشا نشست.
در اين غار نيز همانند ديوارهي ميرملاس تصاويري از شكار و تيراندازي سواراني كه كمان در دست، بز وحشي يا گوزني را نشانه رفتهاند وجود دارد كه روزگاري بسيار ديرين به دست مردماني غار نشين با رنگهايي ماندگار رسم گرديدهاند. اين آثار كه در واقع روايتيست از زندگي شكارگري آن زمان، نميتواند خالي از پيام و سهواً رسم شدهباشند. اين در حالي است كه در كشور فرانسه و اسپانيا نيز درست مشابه آنها بر تن صخرهها نقش بسته است. نگارههاي ميرملاس و هوميان در شهرستان كوهدشت نياز به محافظت و توجه جدي داشته و بايد براي جلوگيري از نابودي بيشترشان دست به كار شد كما اينكه «سيمره» بارها اين موضوع را متذكر گرديده اما از سوي مسؤولين مسؤول از جمله ميراثفرهنگي كه پاسداري و نگهداري اين ميراث كهن بر دوش وظيفهشان قرار دارد تا كنون گامي كوچك برداشته نشده و تنها در جلسات و … به آن فخر ورزيدهاند و بس…
کوهدشت سرزمین سنگنگارههای رمزآلود :
منطقهي هوميان نيز از ديگر كوهستانهاي شهرستان كوهدشت كه در بالای ميرملاس قرار دارد. و بخش دیگری از هنرمندی مردمان این سرزمین را بر سينهي خود حك كردهاست. به گونهاي که شاید بتوان این شهرستان را تجلیگاه هنر ایرانی و سنگنگارههای ناب نامید. پروفسور گیرشمن پس از کشف غار میرملاس و هومیان با مشاهدهي عکسها و اسلایدهای آن، چنین اظهار نظر کردهاست:« کشف نقاشیها در یک غار لرستان مطلبی حایز اهمیت است، طی تمام تجسسهایی که در بارهي کاوشهای مربوط به غارهای میهن شما انجام یافتهاست اعم از آنچه اینجانب در کوههای بختیاری به عمل آوردهام و یا آنچه پروفسور كون (coon) در بیستون و البرز و کوههای خراسان معمول داشتهاست همچنین آنچه به وسیلهي دانشمندان آمریکایی در افغانستان صورت پذیرفته در هیچجا نقاشیهایی بر روی بدنهي سنگ کوهستان دیده نشدهاست و از اینجا اهمیت موضوع به خوبی روشن میگردد.» (آثار باستاني و تاريخي لرستان، استاد ايزد پناه، جلد نخست، ص ۳۵۳) این کوهها رمز و رازهای فراوان در خود دارند و شاهد غمها و شادیهای مردمان چند ده هزار سالهي این دیار هستند.
در این سرزمین مردمانی زندگی میکردهاند که آثار سرپنجههای هنرمندانهي آنها بر سنگهای سخت بعد از گذشت دوازده هزار سال هنوز جلوهگر و بیان کنندهي اندیشههای آنها درهزاران سال پیش است. مک بورنی استاد دانشگاه کمبریج در آن زمان در بیان اهمیت این نقوش چنین آوردهاست: «نقوش دورهي تاریخی که شامل گروههای اسب سوار و مناظر جنگ و جدال و شکار حیوانات با تیر و کمان است و قدمت آنها به ۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد میرسد و بدین سبب که هنر اسب سواری نخستین بار به وسیله ایرانیان و مقارن با تاریخ یاد شده در این منطقه معرفی شدهاست، نمیتوان تاریخ نقوش پیش گفته را به دورهي قدیمیتری مربوط دانست. اهمیت نقوش مذکور از این جهت است که آنها نخستین تجلیات ذوق هنری مردمان غارنشین منطقهي کوهدشت لرستان به شمار میرود.
بعدها هنر همین مردم به تدریج تکامل یافت و به نسلهای بعد منتقل شد تا اینکه در هزارهي نخست پیش از میلاد تجلی این هنر قدیمی با چنان مهارت و تکامل ویژهای بر روی اشیای برنزی لرستان ظاهر شدهاست که از لحاظ تکنیک و صنعت به عنوان نشانهای از هنر فلز کاری و به نام برنز لرستان معروفیت جهانی پیدا کردهاست.» اندازهي صورتها در نگارههای سنگی میرملاس بین ۱۰ تا ۳۰ سانتیمتر و اغلب با نقشهای حیوانات به صورت نیمرخ است. رسم کردن حیوانات به صورت نیمرخ روشی است که در دورههای گوناگون نگارگری ایران حفظ شده و حتی این روش ترسیم حیوانات تا به حال نیز متداول ماندهاست که سابقهي نگارگری در ایران را دستکم به دورهي نئولتیک حجر جدید یعنی در حدود ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد میرساند.

محوطه باستاني سرخ دم لكي كوهدشت
اين محوطه درقسمت شمالي دشت كوهدشت به فاصله 6 كيلومتر از مركز شهر ودر دامنة كوه چنگري واقع شده است. آثار موجود در آن نشان ميدهد كه وضعيت كوه در نحو انتخاب مكان نقش اساسي را ايفا نموده است . بطوريكه حصار مكشوفه بنابر وضعيت كوه ساخته شده و در كنار پرتگاههاي كوه عملكرد تدافعي آن را مشخص تر نموده است . اين محوطه علاوه برحصار از تختگاه ، شاه نشين و منازل مسكوني تشكيل گرديده كه شاه نشين آن مسلط بر همه قسمتهاي حصار است . در اين محوطه سنگهاي حجاري شده با نقش شير بالدار و درخت زندگي و همچنين قطعات سفالي از نوع سفال لعابدار با نقش كنده زير لعاب متعلق به قرون 7 و 8 هـ . ق و سفالينه هاي هزاره اول بدست آمده است . كاوشهاي باستانشناسي در اين محوطه از سال 1377 آغاز و تاكنون ادامه دارد . اشياء بدست آمده علاوه بر چند قطعه سنگ با نقش شير بالدار يك قطعه تابوت سفالي و يك هاون سنگي ، دو كوزه سفالي كوچك و يك سنجاق مفرغي مي باشند كه در حفريات باستانشناسي بدست آمده اند . در فاصلة 30 كيلومتري اين محوطه در دامنه كوه كر شوراب روستائي به اسم سرخ دم لري وجود دارد كه در طي سالهاي قبل از انقلاب به سرپرستي آقاي اشميت مورد كاوش قرار گرفته است .اين محوطه باستاني( احتمالامربوط سده 7الي5 ق.م)است كه به شماره 3638 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
در پي چهارفصل كاوش باستان شناختي در محوطه سرخ دم لكي كوهدشت در لرستان، باستان شناسان تاكنون موفق شدند دومجموعه معماري از دوره آهن (۸۰۰ تا ۵۰۰ق.م) را كشف کنند كه برروي يك تختگاه سنگي به ابعاد تقريبي ۵۲*۱۵ متر ساخته شده است.
به گفته خانم آرمان شيشه گر سرپرست هيأت باستان شناسي ، لاشه سنگهاي بزرگ به كار رفته در ساخت تختگاه به صورت خشكه چين بوده اما در فواصل باقيمانده ميان سنگهاي چيده شده از ملات گل وشن استفاده شده است. اين مجموعه هاي ساختماني به صورت ديوارهاي كوتاه به عرض تقريبي ۷۰ تا ۱۳۰ سانتيمتر وارتفاع ۱۰تا ۵۰سانتيمتر، متشكل از يك تا چهار رديف سنگ چين با ملات گل وشن ريز وفاقد سقف هستند.
مجموعه بزرگتر كه درجبهه شرقي محوطه حفاري قرار دارد داراي زواياي ۹۰درجه و سازه هايي با ابعاد هندسي منظم است. درحالي كه مجموعه كوچكتر (در جبهه غربي ( داراي زواياي نامنظم وسازه هايي است كه نسبت به يكديگر حالت پلكاني دارند. گفتني است يافته هاي سفالي مكشوفه از اين محوطه به عصر آهن(۱۱۰۰ تا ۸۰۰ ق.م )، عصر آهن (۸۰۰ تا ۵۰۰ق.م) و قطعاتي نيز به سده هاي نخستين اسلامي تعلق دارند.
به گفته خانم آرمان شيشه گر باستان شناس ، شيوه معماري به دست آمده از سرخ دم لكي در بخشهايي از منطقه فرهنگي زاگرس از جمله: سرخ دم لري و باباجان (در لرستان)، گودين تپه (كنگاور) ، بيستون (كرمانشاه) و زندان سليمان (تخت سليمان آذربايجان غربي ) نيز مشاهده شده است. همچنين هيأت باستان شناختي در پيرامون اين محوطه باستاني به آثار و بقايايي از معماري مشابه با «سرخ دم لكي » دست يافت كه نيازمند بررسي ها ومطالعات بيشتر است .
به گزارش واحد اطلاع رساني سازمان ميراث فرهنگي كشور، اين موضوع مي تواند نشان دهنده وسعت و گستردگي اين فرهنگ در منطقه كوهدشت باشد. محوطه باستاني سرخ دم لكي در جنوب غربي خرم آباد در ۶كيلومتري شمال غربي شهرستان كوهدشت و ۱۰كيلومتري شمال غربي محوطه سرخ دم لري با ارتفاع ۱۵۰متر نسبت به دشت پيرامون آن واقع شده است.
آثار مفرغي مشكوفه در سرخ دم لري شهر باستاني كوزشت ( كوهدشت)
در شرق شهر كوهدشتمحوطه اي باستاني وجود داردكه به واسطه قرمز بودن خاك دامنه كوه به سرخ دم معروف است . اين سايت عظيم باستاني كه دكتر اشميت اولين باردر أن حفاري نمود نتايج مهمي را پيش روي محققان گذاشت.كشف معبدي به شيوه وسبك أشوري در اين نقطه دليل برنفوذ وتاثير هنر أشوري بر منطقه لرستان است .در اين عبادتگاه اشياء نذري كه در داخل ديوارهمعبدكار گذاشته بودند كشف شد ,همچنين أيينه هاي برنزي (مفرغي),مهره هاي استوانه ايومجسمه هاي كوچكياز مرد وزن مشاهده وكشف شد.
عبادتگاهي كه در اين مقطع زماني وجود داشته است متعلق به گروههايي بوده كهاز سراسر استان در اين معبد اجتماع كردهو أداب خاص ديني خود را انجام داده اند . اشيا مفرغي سرخ دم لري اينك زينت بخش موزه هاي ملي وشخصي دنياست .
اوج هنر ساكنين كوزشت را بايد در قلب تاريخ و مفرغ هاي كشف شده در كوزشت جستجو كرد. مطالعات نشان مي دهد كه ساكنان كوزشت در فاصله عصر مس تا آغاز كشف آهن در لرستان بزرگترين صنايع دست بشر را بوجود آورده اند. امروزه مفرغ هاي كوزشت اعجاب و تحسين همگان را برانگيخته است، به گونه اي كه آن دوره را (عصر طلايي تمدن مفرغ) نام نهاده اند و لرستان را به عنوان مهد اين اختراع (مهد مفرغ) لقب داده اند.
امروز مفرغ هاي لرستان كه نماد هنر ساكنان كوههاي لرستان هستند زينت بخش موزه هاي خصوصي دنيا هستند و توانسته اند غرفه هايي جداگانه را در اين موزه ها به خود اختصاص دهند.
و اين هر دو (فرهنگ و هنر) از بزرگترين جاذبه ها براي توريسم استان (مخصوصا توريسم فرهنگي) محسوب مي شود. در هزاره سوم پيش از ميلاد انسان با آميختن مس و فلزات ديگر از قبيل آرسنيك و قلع، فلز جديدي به نام مفرغ توليد كرد. دوران به كار گيري اين آلياژ در صنعت فلزكاري كه همزمان با پيدايش خط، ظهور سفال سياه و خاكستري و پيدايش سيستم تجارت و شهر نشيني بود، عصر مفرغ ناميده شد.
دوره مفرغ را دوره طلايي و شكوفايي هنر و تمدن لرستان مي نامند. زيرا صنعتكاران مفرغ، هنرمندان زمان خود بوده اند و با اينكه تمدنهاي رقيب هم مرز و هم زبانشان ظاهرا ريشه دارتر و آميخته با فرهنگ قديميتري بوده اند، ولي هيچگاه رقيب اين هنرمندان كوه نشين تازه به دشت آمده نشدند.
سرزمين محل سكونت آنان از هزاره سوم پيش از ميلاد به اين طرف، منطقه وسيعي شامل لرستان كنوني، ايلام و نهاوند بوده است. اين مفرغ كاران كه كاسيت ها مي باشند، در مفرغ كاري خود از تمدنهاي همجوار مثل بابليان، سومريان، آشوريان و ايلاميان تاثير گرفته و اشكالي از مفرغ متاثر از زندگي اجتماعي، اقتصادي و اعتقادي و باورهاي خود ساخته اند.
تحولات عصر مفرغ به طور مشخص به سه دوره: مفرغ قديم (از 26000 تا 2000 ق.م)، عصر مفرغ ميانه (از 2000 تا 1600 ق.م) و عصر مفرغ جديد (از 1600 تا 1300 ق.م) تقسيم مي شود.
بيشترين مفرغ بدست آمده از لرستان به عصر مفرغ و بعد از آن (اوايل عصر آهن) تعلق دارد. انواع مفرغهاي مشكوفه ساخته شده در لرستان به شرح زير مي باشد:
1_ سلاح و جنگ افزار شامل: خنجر، شمشير، پيكان، نيزه، كمان، سپر، كلاه خود، تبر صاف، تبر دسته دار، درفش، چكش، اره، داس، انبر، چنگال آهني، دسته سوهان سنگي.
2_ قطعات زين و برگ، لگام، حلقه هاي مهار، قطعات آهن لگام، زنگوله و آويزه.
3_ اشياء زينتي شامل گردنبند و آويزه، گوشواره هاي حلقه اي زنگوله، انواع پرندگان مثل: مرغابي، طاووس، كبك و پيكره حيواناتي چون بز كوهي، اسب، پلنگ و سنجابهاي بومي و . . .
4_ اشياء نذري شامل علائم و نشانها، بتهاي كوچك، سنجاقهاي نذري حيوانات، سنجاقهاي نذري با صفحات بزرگ.
5_ ظروف غذاخوري شامل ساغر، كاسه، ليوان و ظروف نوك دار، از اين بين مفرغها ي مخصوص و مشخص لرستان تبر هاي دو طرفه مزين شده به آثار انگشت و بعضي نقوش انسان و حيوان، روكش تيردان با نقش گاو بالدار خوابيده يا مناظري از شكار، صفحه مركزي سپر مصور و مزين به حيوانات مختلف يا انسان، دسته اسباب تيز كني، لگام اسب داراي تيغه هاي دو طرفه و مشبك، حلقه هاي لگام، نشانها يا بتها با تصاويري از بز كوهي و شير، كاسه هاي مفرغي كه با صحنه هايي از جشن و شكار مزين شده اند، مي باشد.
استفاده از سمبل هاي حيواني به شكل بز و موجودات گربه سان مربوط به 1000 _900 ق.م، سمبلهاي انساني _ حيواني كه حيوان نقش اصلي را ايفا مي كند و مركب از دو سر حيوان و يك سر انسان است منسوب به 800 تا 900 ق.م است، سمبلهاي انساني _ حيواني موسوم به سرور (خداي) حيوانات مربوط به سالهاي 800 تا 700 ق.م، وسمبلهاي انساني با شكل لوله (مرد و زن) متعلق به سالهاي 700 تا 600 ق.م مي شود.
نقوش صخره اي هوميان
اين نقوش در شمال شهرستان كوهدشت واقع شده اند. نقاشيهاي مذكور نقش جادوي و سحر آميزي داشتند ومعمولا افراد اين نقوش رابر روي ديواره غارها ايجاد مي نمودندو آرزو وآمال خويش راكه همانا شكار بود بر روي ديواره ها نقش مي كردند تا شايد در عالم واقع بهتر بتوانندبه آنها دسترسي پيداكنندبعلاوه با ايجاد اين نقوش كه در زندگي آنها مهم بودبا اين عمل اميد به فراواني آنها رادر عالم واقع تسهيل مي نمودندنقوش صخره اي ميرملاس و هوميان ازجمله آثار بي نظير درسطح كشور است كه نشان از ديرنيكي و باستاني بودن اين خطه دارد نقوش دره ميرملاس با نقشي لنگركشتي آغاز مي شود پس نقشهايي از ميادين شكار گوزن به صورتهاي فردي و جمعي است تعداد آنها در دره ميرملاس 18 و در هوميان 10 نقش است كه عمدتاً به رنگ سياه اخرايي و زرد رنگ طراحي و اجرا شده اند . در هوميان ( هوميون ) ، نقشي از گوزن و شكارچي اسب سوار با تير و كمان به صورت زيبا و كاملي وجود داشته كه گذشت زمان قسمتي از سوار و اسب شكارچي را خراب كرده است . اين آثار مربوط به دوره پارينه سنگي مي باشند .

اين بنا در منطقه سر طرهان شهرستان كوهدشت بر روي رودخانه سيمره در حد فاصل استان لرستان و ايلام واقع شده است.پل در تنگترين بستر رودخانه سيمره ، در محلي بنام سي پله Sipelaواقع شده است اين پل در مسير يكي از راههاي باستاني قرار داشته كه سبب ارتباط كرمانشاهان ، ايلام و لرستان (سرطرهان ) بوده است.پل ياد شده داراي 4 چشمه طاق بوده كه اكنون تنها دو چشمه طاق آن باقي است . پنهاي هر پا يه آن 5/6 متر و طول آن 17 متر است .اندازه سنگهايي كه در پايه به كار رفته 60×60×100سانتيمتر وبعضي نيز بزرگترند.روي هريك از اين سنگها علامت مشخصي كنده شده است. مصالح بنا از كچ وسنگ است.در آثار مورخان دوره اسلامي اشاره اي به اين پل نشده است. اين پل سترگ از آثار منحصر به فرد دوره ساساني بوده وبه شماره 4511 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

اين بنا در بخش كوناني شهرستان كوهدشنت واقع شده است .ميل خسرو آباد يا خسروأ كه به نام ميل صيد صفربگ نيز معروف است . در گورستان قديمي روستای خسرو آباد واقع شده است. .بلندای اين ميل حدود 6متر و60 سانتيمتر مي باشدقطر پايه آن حدود2متر مي باشد نماي ظاهري آن داراي انحنا بوده وبه شكل هرمي 6 وجهي مي باشددر ساخت آن از مصالح قلوه سنگ,گچ و....استفاده شده است.اين ميل يكي از قديمي ترين و منحصرترين ميل هاي يادبود در لرستان بوده كه براي نشان گور بكار برده شده است. براساس شواهد اين بنا احتمالا مربوط به دوره زنديه مي باشد.

اين دژ در شهرستان كوهدشت ودر بخش رومشگان واقع شده و تماماً از سنگ ساخته شده است . سبك و نوع طاق آن با ساير آثار موجود در استان متفاوت است سنگهاي بكارگرفته شده در اين بنا بصورت حجاري شده و قلوه سنگ مي باشد . دمورگان اين اثر را از آثار دوره ايلامي مي داند اما بنا بيشتر خصوصيات معماري ساساني را دارد . بيشتر قسمتهاي آن در زير خاك مدفون است .
به احتمال زياد در قسمت جنوبي آن آتشكده اي وجود داشته است .

اين بنا در شهرستان كوهدشت ودر بخش رومشگان واقع شده است .تمامي قسمتهاي برجاي مانده بنا از سنگ و ملاط است و قسمت شمالي آن سالم تر از ساير قسمت هاست سبك طاق اين قلعه شباهتهايي با قلعه زاخه در همين منطقه دارد . ورودي قلعه به سمت شرق مي باشد و در قسمت شمال پنجره ايي به ابعاد 90* 80* 100 تعبيه گرديده است . طول و عرض آن 205* 85/3 متر و بلندي طاق 75/2 سانتيمتر است . طول حصار قلعه 60 متر و عرض آن 24 متر و آثار هشت اتاق به خوبي پيداست . موقعيت قلعه بصورتي است كه چشم انداز بسيار زيبايي از درة سيمره و منطقه طرهان و رومشكان را در برمي گيرد . اين اثر منسوب به آيين مهر پرستي و مربوط به دوره اشكاني (پارتي) مي باشد كه به شماره 3760 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.


سلام